السيد علي الحسيني الميلاني
51
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم دعا علياً وفاطمة وحسناً وحسيناً رضي اللَّه عنهم ، فألقى عليهم ثوبا فقال : « أللّهمَّ هؤلاء أهل بيتي ، فاذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيرا » . قالت : فدنوت منهم فقلت : يا رسول اللَّه ، وأنا من أهل بيتك ؟ فقال صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم : « تنحّي فإنّك على خير » ؛ « 1 » ابن ابى حاتم گويد : پدرم از ابوحارث شريح بن يونس ، از محمّد بن يزيد ، از عوام بن حوشب ، از عمويش نقل كرد كه گفت : با پدرم بر عايشه وارد شديم و من از او دربارهء على عليه السلام پرسيدم . او گفت : از من درباره مردى سؤال مىكنى كه از محبوبترين مردم نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بود و دخترش كه محبوبترين مردم نزد اوست را به ازدواج او درآورده بود ؟ ! به تحقيق ديدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام را دعوت كرد و پوششى روى ايشان انداخت و عرضه داشت : « خداوندا ، اينان اهل بيت من هستند ، پس ناپاكى را از ايشان دور ساز و ايشان را كاملًا پاك گردان » . عايشه گويد : نزديك ايشان شدم و گفتم : اى رسول خدا ، آيا من هم از اهل بيت تو هستم ؟ پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم فرمود : « دور شو ! تو زن خوبى هستى » . نكته قابل توجه در اين حديث ، برخورد پيامبر با عايشه است . به تصريح خود عايشه وقتى وى دربارهء همراهى خود با اهل بيت سؤال مىكند ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم او را كنار مىزند . 15 - قال ابن جرير : حدّثنا ابن المثنى ، حدّثنا بكر بن يحيى بن زبان العنزي ، حدّثنا مندل عن الأعمش عن عطية ، عن أبي سعيد رضي اللَّه عنه
--> ( 1 ) . همان : 3 / 493 - 494 .